امروز: شنبه 03 اسفند 1398 برابر با 22 فوریه 2020

 

دارای مجوز  رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به شماره 93/28012

یادداشت

تحقق عدالت برای کودکان مقدمه ای برای تحقق عدالت اجتماعی است که متاسفانه با توجه به سیاست های غلط دولت در گرداب خصوصی سازی گرفتار شده است.

خبرگزاری مهر- مجتبی جهانتیغ: خصوصی سازی از اصلی ترین سیاست های اقتصادی سه دهه اخیر کشور بوده است. از سال ۶۸ تاکنون اجرای سیاست های نولیبرالی تعدیل ساختاری اخذ شده از صندوق بین المللی پول در کشور با محوریت خصوصی سازی خدمات و کالاهای دولتی در کنار خصوصی سازی صنایع دولتی در دولت های متوالی قویا  پیگیری و اجرا شده است.

مهمترین و بحث برانگیزترین تحول و سیاست سه دهه اخیر آموزش و پرورش نیز که نقدهای زیادی را برانگیخته است سیاست خصوصی سازی آموزش و پرورش و کالایی سازی آموزش بوده است. به طوری که طبق گزارش بانک جهانی که در سال گذشته منتشرشد، ایران رتبه اول بیشترین رشد خصوصی سازی مدارس را در جهان کسب کرده است.

سیاستی که از نشانه های مهم گسترش نئولیبرالیسم در کشور و کالایی سازی خدمات اجتماعی پایه و بازارسازی تامین آنها است. مساله ای خلاف قانون اساسی(اصل ۳۱). عمده اعتراضات بیشتر برای خصوصی سازی آموزش دانشجویان و دانش آموزان است. اما مغفول ترین و بی صدا ترین اقشار جامعه کودکان هستند به دلیل آنکه مستقیما توانایی مطالبه حقوق خود را ندارند و دارای رای و منشا اثر سیاسی هم نیستند لذا هیچ گاه مخاطب و اولویت سیاسیون و رسانه ها نیستند.

در حالی که با پیشرفت علوم از جمله آگاهی از رشد انسان و تکامل عصبی و روانی آن در سالهای ابتدایی زندگی و نقش بی همتای آن در ایجاد قابلیت ها و توانایی ها و ساخت آینده و کیفیت زندگی بیش از پیش آشکار شده است. مطالعات گسترده ای در این رابطه در سطح جهان انجام شده و با توجه به نتایج و تایید اهمیت کودکی در ساخت جامعه شایسته، امروزه سرمایه گذاری بر کودکی و ایجاد شرایط بهینه رشد و پروش کودکان و آموزش با کیفیت و عمومی و رایگان و فراگیر پیش دبستانی راهبرد استراتژیک و کلیدی در توسعه و پیشرفت اقتصادی اجتماعی سیاسی فرهنگی امنیتی کشورها داراست.

کودکی با کیفیت و شرایط رشد و پروش مناسب همه کودکان سنگ بنای تحقق عدالت اجتماعی و فرصت های برابر و کاهش نابرابری در جامعه است. هم اکنون پیشتاز این سرمایه گزاری بر کودکی کشورهای حوزه نوردیک (سوئد، فنلاند سوییس و..) هستند. کشورهایی که بالاترین شاخص های عدالت اجتماعی و کمترین نابرابری را هم دارا هستند. لذا شرط تحقق عدالت و پیشرفت در کشور توجه به کیفیت دوران کودکی و سرمایه گزاری و توجه ویژه حاکمیت و و نهادها (دولت، مجلس، رسانه ها، خانواده ها و ...) است.آنهم در کشوری با انقلاب و نظامی با آرمان تحقق حداکثری عدالت اجتماعی.

در یک کلام کیفیت کودکی شاخص درک از عدالت و تحقق آن در یک جامعه است. کیفیت دوران کودکی مبتنی بر حقوق کودک حق بقا و سلامت و تغذیه مناسب محیط ایمن بدون خشونت محیطی و فیزیکی و روانی، حق آموزش، حق محافظت، هویت و نیازهای آن است.

درباره کم و کیف کیفیت دوران کودکی در سیستان وبلوچستان و سایر استان های محروم در حوزه های فوق الذکر مطلب بسیار است اما متاسفانه مطالبی که رضایت بخش نیست و به مانند بسیاری از شاخص های این استان در قعر جداول رتبه بندی های استان ها قرار دارد.

به طور کلی استان سیستان و بلوچستان با توجه به شرایط بغرنج خود و فاصله از میانگین کشوری در شاخص های توسعه و امکانات  نیازمند تدوین سیاست ها و بسته های حمایتی مخصوص به خود است. به ویژه برای کودکان.

در استانی که فقر و محرومیت و شرایط زیست محیطی و بهداشتی بسیار زیانبار چون ریزگردها، بدمسکنی و زاغه نشینی صدها هزار نفر از جمعیت استان و زندگی در محیط های بسیار آلوده انباشته از زباله و فاضلاب و فقر  غذایی و سوتغذیه ۲۰ درصدی کودکان استان، تورم  مستمر دو رقمی طی دهه ها و کاهش ارزش پول ملی و افزایش قیمت مواد غذایی و هزینه های دارو و درمان همه و همه بستر ناگواری را برای کودکان سیستان و بلوچستان ترسیم می کند و در این میان مداخلات هدفمند دولت باعث شکست این شبکه علل محرومیت زا و ایجاد نابرابری در استان می شود.

از جمله این مداخلات آموزش پیش دبستانی رایگان و دولتی است. سیاستی که به صورت برعکس و به صورت خصوصی سازی و پولی کردن و کالایی کردن آموزش پیش دبستانی در حال اجرا است و تقریبا آموزش پیش دبستانی رایگان دولتی را در کشور ریشه کن کرده است!

روند روبه رشد خصوصی سازی آموزش پیش دبستانی مسئله ای است که به تحقق عدالت اجتماعی ضربه میزند و با سرنوشت کودکان این کشور بازی می کند و تاثیر منفی آن و عدم دسترسی کودکان از آموزش پیش دبستانی مستقیما تاثیر بر سرنوشت و کیفیت زندگی آنها در آینده دارد.

قطعا در استانی که عمده مردم در دهک های پایین درآمدی کشور هستند و در تامین نیازهای اساسی دچار مشکلات جدی هستند (بطوریکه بالای ۷۰ درصد درآمد دهک های کم درآمد کشور خرج مسکن پوشاک و خوراک می شود) خانواده ها از هزینه های آموزشی چون آموزشی پیش دبستانی کسر می کنند و به تحصیلات حداقلی بسنده می کنند.

پولی کردن آموزش پیش دبستانی و سایر مقاطع به قیمت عدم دسترسی کودکان استان سیستان و بلوچستان و همه مناطق محروم و طبقات کم درآمد کشور تمام می شود و این خلاف عدالت اجتماعی است.

متاسفانه مطالعه استانی در تبعات این سیاست در استان موجود نیست و اما مطالعات کشوری گویا روند مخرب این سیاست ها در دسترسی کودکان به آموزش عمومی پیش دبستانی است. در سال تحصیلی   ۹۱ -  ۹۲  با حذف سیاست های حمایتی دولت تعداد دانش آموزان دوره آمادگی از ۴۷۵۳۹۵ به ۴۵۹۰۱۷ در سال قبل کاهش یافت. (مرکز امار ایران۹۱)

در سال ۸۵ مراکز غیر دولتی ۳۵ درصد مراکز پیش دبستانی بود اما در سال ۹۱-۹۲حدود ۱۰۰ درصد شد (کمیسیون ملی یونسکو ۹۴). در سال ۸۵ آمار دانش آموزان ورودی به پایه اول ابتدایی که دوره پیش دبستانی را گذرانده اند ۴۳ درصد بود که بعد سیاست خصوصی سازی آموزش پیش دبستانی به ۳۱درصد کاهش یافت.

بنا بر گزارش ملی برنامه آموزش برای همه آموزش پیش دبستانی روستایی با میزان ثبت نام کودکان پنج ساله روستایی در سال ۲۰۱۳ برابر با ۴۹ درصد بود که با هدف پیش بینی ۸۵درصد فاصله زیادی دارد.

همچنین اول ابتدایی هایی که پیش دبستانی رفته اند از ۴۳ درصد در سال  ۲۰۰۶ به ۳۱ درصد در سال ۲۰۱۳ کاهش یافته است. در روستاها این میزان ۱۹درصد است. (یونسکو) لذا تجدید نظر در اجرای این سیاست ها بویژه برای مناطق و استان های محروم قویا پیشنهاد می شود.

چهارشنبه, 20 آذر 1398

زن باردار مهاجر طاقتش تمام می‌شود. وقتش رسیده بوده اما راننده قبول نمی‌کرده برای چند دقیقه ماشینش را متوقف کند. می‌گویند کار بیخ پیدا می‌کند و راننده به دل بیابان می‌زند تا زن فارغ شود. نوزادان دوقلو بوده‌اند. یکی زنده به دنیا می‌آید و دیگری مرده. راننده نمی‌توانسته بیشتر از آن صبر کند. زن و شوهر برای آنکه از قافله جا نمانند، عجله می‌کنند اما به جای نوزاد زنده، مُرده را با خودشان می‌برند. راننده هم حاضر نمی‌شود برگردد و هیچکس هم از سرنوشت نوزاد زنده خبر ندارد!

ساکنان روستاهای مرزی استان سیستان‌وبلوچستان داستان‌های زیادی از افغان‌کِش‌ها و مهاجران با تابعیت افغانستان نقل می‌کنند. اما ماجرای نوزادهای تازه‌متولدشده، تراژدی همه داستان‌هاست.

راننده‌هایی که به مرز رفت و آمد دارند، با ترمز غریبه‌اند. در مسیر رفت، سوخت می‌برند و در مسیر برگشت تا جایی که بتوانند ماشین‌هایشان را پُر می‌کنند. آدم‌ها لایه‌لایه روی هم می‌خوابند یا پشت تویوتاها می‌ایستند. گاهی هم ماشین‌ها پژو هستند که مهاجران افغانستانی در صندوق عقب آنها می‌خوابند. راننده همه‌ی ماشین‌ها قبل از مسافرگیری با آنها طی می‌کنند اگر در حین رانندگی از ماشین بیفتند یا هر بلای دیگری نازل شود، هیچ مسئولیتی قبول نمی‌کنند.

راننده‌ها معمولا با یک دستار سفید تمام صورتشان را می‌پوشانند و فقط جلوی چشمانشان را باز می‌گذارند تا جاده را ببینند. محلی‌ها می‌گویند راننده‌هایی که قاچاق انسان می‌کنند، اسلحه هم دارند. مردمی که در روستاهای مرزی زندگی ‌می‌کنند و هر روز «افغان‌کِش‌»ها را می‌بینند، بارها از نزدیک شاهد افتادن مسافرها از این ماشین‌ها بوده‌اند؛ مسافرهایی که به امید پیدا کردن کار و زندگی بهتر از افغانستان می‌آیند اما قبل از آنکه آرزویشان برآورده شود در جاده‌ها جان می‌دهند. همین چند وقت پیش بود که دو وانت در ۸۰ کیلومتری محور سراوان - خاش تصادف کردند و ۲۸ تبعه افغانستان مُردند و بقیه آنها هم زخمی شدند.

تعداد افغان‌کِش‌ها محدود نیست. همه‌ی آنها با یکدیگر در ارتباطند و آمار مسیر را به هم می‌دهند. قسمت‌هایی که پلیس مستقر باشد به دل بیابان می‌زنند. خاکی که بلند می‌کنند، از دوردست‌ها هم پیدا می‌شود اما دست کسی به آنها نمی‌رسد. محلی‌ها می‌گویند «راننده‌ها معمولا مهاجران افغانستانی را تا زاهدان می‌برند. آنها در سیستان و بلوچستان نمی‌ماندند چون اینجا برای خودمان هم کار نیست. از طرفی اگر پلیس آنها را ببیند به کشورشان برمی‌گرداند؛ به همین دلیل تا جایی که بتوانند از این استان دور می‌شوند، اول به کرمان می‌روند و از آنجا به شهرهای دیگر. اما انگار دیگر کار کردن در ایران برای آنها به‌صرفه نیست. به همین دلیل اینجا برایشان مثل دروازه‌ای برای خروج به کشورهای دیگر مثل ترکیه است. حالا تعداد افغانستانی‌هایی که از این راه به ایران می‌آیند نسبت به قبل هم خیلی کمتر شده است».

جاده‌ها از وسط روستاهای مرزی در سراوان می‌گذرد. دو طرف جاده‌ها گالن‌های بنزین و کپسول‌های گاز را جلوی مغازه‌ها چیده‌اند. محلی‌ها به ماشین‌هایی که مهاجران افغانستانی را جابه‌جا می‌کنند، افغان‌کِش می‌گویند. راننده افغان‌کِش‌ها برای هر مانعی که جلویشان باشد ترمز نمی‌کنند و از رویش می‌گذرند، به همین دلیل بچه‌هایی که می‌خواهند برای رفتن به مدرسه از جاده عبور کنند، حواسشان را باید حسابی جمع کنند.

قبل از آنکه بنزین گران شود، هر تبعه افغانستان باید مبلغ ۱۵۰ هزار تومان از مرز تا اسفندک و از آنجا تا زاهدان ۳۵۰ هزار تومان پرداخت می‌کرد. ماشین‌ها معمولا این مسیر را چهارساعته طی می‌کنند. مردم محلی می‌گویند اینجا نه آب هست و نه کار؛ جوانان مجبورند از طریق قاچاق سوخت یا جابه‌جایی مهاجران افغانستانی زندگی‌شان را بگذرانند. در روستاهای اطراف، زنان بیوه و بچه‌های یتیم کم نیستند، شوهران و پدران آنها یا در این مسیر کشته یا در تصادف معلول شده‌اند و گوشه خانه افتاده‌اند. زندگی مردم اینجا هم این طور می‌گذرد.


سال ٩٣ بود، یک دانشجو از منطقه ي  محروم بلوچستان به تهران رفت با دانشجوی جوانی به نام حسین علیمرادی در کانون خیریه دانشگاه علامه آشنا شد و حسين هم با فقر و محرومیت اين خطه اشنا گشت. مدارس کپری و خشتی گلی، پايين بودن كيفيت آموزشي و نبود امکانات اولیه آموزشی و...

چهارشنبه, 22 آبان 1398

جاده نام آشنایی است برای افرادی که در چاهسار زندگی برخی از اوقات خویش را در جاده می گذرانند.
جاده در تعریف عمومی یعنی: خط حمل و نقل و رسیدن  مطلوب به آنچه ما بسویش می رویم؛اما خیلی ها از جاده تعریف دیگری دارند؛خیلی ها بر این باور اند که جاده در استان سیستان و بلوچستان وسیله رسیدن به مقصد نیست.
جاده های استان سیستان و بلوچستان جان می گیرند.
اما تنها جاده مسبب این جان گرفتن نیست؛عواملی همچون سرعت غیر مجاز،سبقت غیرمجاز، خواب آلودگی، نبستن کمربند ایمنی، عدم توجه به علائم راهنمایی و رانندگی و...) همه این ها در یک حادثه ترافیکی فرق نمی کند چه عامل انسانی و چه جاده ای دخیل هستند.
به گزارش محمودرضا ناصح مرکز مدیریت حوادث و فوریتهای پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایرانشهر، فقط در جنوب استان سیستان و بلوچستان در نیمه اول آبان ماه 90 نفر جان خود را در حوادث ترافیکی از دست داده اند.
برخورد های رخ به رخ ماشین های عبوری صحنه و سکانسی آکنده از غم را رغم می زنند که در یک چشم به هم زدن بعلت شدت جراحات دقیقا دو خانواده کامل از بین می روند و ملتی را به عزا می نشانند.
هر روز توسط رسانه ها، اخبار، گروه و کانال های خبری استان از حوادث جاده ای که حکایت از بی احتیاطی دارند با خبر می شویم.
 باید بیش از پیش ما در رانندگی جانب احتیاط را در نظر بگیریم.
از کنار این اخبار و حوادث ساده نگذریم این نوع اخبار ما را خبر می کنند که با اتفاق این حادثه کودکی یتیم شد،مادری به عزای فرزندی نشست،خواهری برادرش را از دست داد،خانواده ای نان آورش را از دست داد،پدری جگر گوشه اش را از دست داد،پسری پدری مهربان و زحمت کش را از دست داد؛
از بس که این اتفاقات ترافیکی در شهر و استان ما رخ داده است  جاده های استان ما بوی خون می دهند و در کنار جاده ها خورده شیشه های ریخته شده شاهد این حوادث ترافیکی هستند.

سینا سعادتمند

زن در دنیای غرب به عنوان یک کالای تجاری و قابل انتقال به اشخاص حقیقی و حقوقی مورد استفاده قرار می گیرد.

این ها همان هایی هستند که ادعای آزادی زن را خواستار اند و ندای حریت سر می دهند و سنگ وفا به زن ، به سینه می زنند.و ادعا دارند اسلام عزیز در حق زن ظلم کرده و او را محبوس در خانه کرده است؛در حالیکه این بلعکس است؛اسلام جایگاه از دست رفته زن را دوباره به او بازگردانید و به مقام او رفعت بخشید و او را از اوج بی مهری و از لابلای خاک به عزت رساند.
اسلام فقط یکسری قوانینی را برای زن حفظ کرده است تا جامعه از گناه و فحشاء به دور باشد.
اما
*معضل فرار دختران از خانه*
موضوعی است بس خطر ناک و چالش انگیز.
در این بُرهه از زمان که هیچ کس از عاشق شدن مستثنی نیست و شاید کمتر کسی باشد که نام(عشق)به گوشش رسیده نباشد.
مردم عشق را با هوس اشتباه گرفته اند و دچار سردرگمی و هوس شده اند و تنها.
متاسفانه بسیاری از ماها یاد نداریم چطور از فضای مجازی استفاده کنیم و خیلی از انسان های ضعیف الایمان فضای مجازی را بستری جهت وقت گذرانی،عشق بازی،تماشای فیلم های مستهجن می دانند و چت خیلی ساده با حیای دختران بازی می کنند.
روزی وارد دفتر اساتید حوزه ای شدم نوشته ای کوتاه اما پر از درد توجه ام را به خود جلب کرده؛نوشته ای که حکایت از همین هوس و اشتباه عشقی داشت.آن جمله این بودکه: *"مولوی خواهرم23ساله است و یک هفته است که از خانه فرار کرده است و همین پنچشنبه مراسم عروسی برادرم است آبروی ما در خطر است لطفا دعا کنید."* این جمله واقعا تکان دهنده است.جمله ای کوتاه است اما معنا،گریه،آه،افسوس و درد وسیعی را پشت سر دارد.
دختران با فرار از خانه تمامی پل ها و راه های بازگشت پشت سر خود را خراب می کنند و راهی برای بازگشت برای خود نمیگذارند و خانواده ای را با جایگاه شخصیتی منحصربه فردی زیر سلطه بانک سوالات گوناگون می برند و شاخص بارز یک خانواده را خدشه دار می کنند.

ویژگی‌های شخصیتی مولانا عبدالحمید که به سه مورد آن اشاره میشود باعث موفقیت و محبوبیت او در سطح ملی شده که میتواند بعنوان یک ظرفیت برای حل بحرانهای منطقه ای مورد استفاده قرار گیرد.


 اول: تقوا و خدا ترسی، که ایشان را تبدیل به فردی شجاع و با درایت نموده که هرگاه احساس میکند باید در مورد مساله ای خاص اعلام موضع کند بدون ترس و محافظه کاری این کار را انجام میدهد. از نشانه های تقوای او می توان به اعتکافش در مسجد در ماه مبارک رمضان اشاره کرد. در حالیکه همه ما و حتی علما و روحانیون تمایل داریم ماه رمضان را در کنار خانواده و سفره های رنگی افطار و سحر سپری کنیم، مولوی عبدالحمید ترجیح میدهد تمام ماه رمضان یا بخشی از آنرا در مسجد به خودسازی و تفکر بگذارند. برخلاف تصور عموم، مولانا بیشتر شخصیتی معنوی است تا سیاسی و در سخنان او توجه به خدا و رعایت احکام و محرمات برجسته تر از سیاست است.


 دوم: دید گسترده و تفکر پلورالیستی جناب مولوی که او را در سطح ملی و  منطقه ای مطرح نموده است. او در استانی که اکثریت جمعیت آنرا اهلسنت تشکیل می دهند و افراط گرایی های مذهبی در دو کشور همسایه میتواند استان را تحت تاثیر قرار  دهد، بر رعایت حقوق شیعیان و حرمت مال و جان آنان تاکید میکند و این در حالی است که  جامعه اهلسنت استان خود احساس تبعیض میکند و زمینه خشونت هم در استان فراهم است اما مولوی همیشه بر همزیستی مسالمت آمیز با شیعیان و پیگیری مطالبات اهلسنت از راههای مدنی و گفتگو و تعامل تصریح میکند. این امر با توجه به شرایط بحرانی کشورهای همسایه و امن بودن استان و کشور بیشتر جلوه پیدا می کند.


 سوم: نداشتن نگاه قوم گرایانه و خودمحوری. در منطقه ای که رقابتهای قومی و طایفه ای برای کسب قدرت اداری و سیاسی در آن رواج دارد، شیخ الاسلام مولوی عبدالحمید در حالیکه میتواند از نفوذ معنوی خود برای گماردن اعضای طایفه خود در برخی مسئولیتهای اداری و شورای شهر استفاده کند اما از خرد جمعی بهره برده و به بهای ناراحت شدن برخی اعضای طایفه اش از این رانت استفاده نکرده و کمتر شاهد نفوذ نزدیکان او در شورای شهر یا تشکیلات اداری هستیم. این مساله وقتی بیشتر نمود پیدا میکند که برخی دیگر از علمای استان در انتخابات ها و انتصابات محلی بیشترین تلاش را برای گماردن نزدیکان خود در پستها و استخدامها دارند.


 نکته پایانی: مولانا عبدالحمید گرچه معصوم نبوده و ممکن است مانند همه ما در زندگی فردی و اجتماعی اش دچار اشتباهاتی بشود اما با داشتن ویژگی‌های فوق در کنار سادگی و صداقت توانسته به شخصیت  کاریزماتیکی تبدیل شود که حرف و عملش مورد تایید میلیونها نفر در داخل و خارج کشور قرار بگیرد بگونه ای که میتواند در تعیین رئیس جمهور کشور بزرگ و قدرتمندی مانند ایران تاثیر گذار باشد.

 

امان الله تمنده‌رو/ دکترای جامعه شناسی

صفحه1 از60

آخرین اخبار

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت

گزارشات پر بازدید

جاذبه های گردشگری استان سیستان و بلوچستان

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز370
mod_vvisit_counterدیروز764
mod_vvisit_counterاین هفته6052
mod_vvisit_counterهفته قبل5529
mod_vvisit_counterاین ماه17453
mod_vvisit_counterماه گذشته18765
mod_vvisit_counterکل بازدیدها2184571

بازدیدکننده جاری : 10
آدرس آی پی : 3.94.202.172
,
امروز : 22, فوریه, 2020

حالت های رنگی